رساله جهان خرد

رساله جهان خرد

گزیده ای از متن کتاب:
آن روزها که به شهر «عدنان» رسیدم «جشن نوسده» برپا بود و برای تماشا به درون شهر رفتم. یک جایی رسیدم که «هال خورشید» نام داشت و در «هال» خیمه ای برپا بود که اندورن آن «سایه بازی» نشان داده میشد. هال تاریک بود و روی پرده آدمکی به صورت «چلیپا» تکان می خورد و حرکتهای شگفت از وی پدید میشد. گویی آدمک همه چیز را می فهمید و لعبت باز از آدمک می پرسید که آیا سیب دوست داری؟ آدمک سر خود تکان می داد که آری! و چون از وی می پرسید که بادنجان خام دوست داری؟ سخن نمی گفت. لیکن سر تکان می داد که نی!...

مشاهده محصول

(با کلیک روی دکمه به سایت فروشنده منتقل می شوید)

📥 مشاهده و دریافت فایل

🏷️ برچسب‌های مرتبط:

تفکر فلسفه برای نوجوانان