درباره کتاب تصوف اسلامی و رابطه انسان و خدا (رینولد نیکلسون):
این کتاب در ژانر عرفان اسلامی و مطالعات تطبیقی ادیان نوشته شده و رینولد نیکلسون (۱۸۶۸-۱۹۴۵)، مستشرق برجسته بریتانیایی و استاد دانشگاه کمبریج، آن را در سال ۱۹۱۴ تألیف کرده است. نیکلسون در این کتاب ابتدا به ریشهیابی واژه تصوف (صوف، صفا، اهل صفه) و تفاوت آن با زهد مسیحی و رهبانیت بودایی میپردازد. سپس به سه مرحله سیروسلوک عارف میپردازد: مقامات (مراحل اکتسابی: توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل، رضا) و احوال (حالات موهبتی: خوف، رجا، شوق، انس، اطمینان) و نهایتاً غایت (فنا فی الله، بقا بالله، وحدت وجود، محو کلیت خود در برابر معشوق ازلی). نیکلسون با تکیه بر آثار کلاسیک صوفیه (رساله قشیریه، کشف المحجوب هجویری، فتوحات مکیه و فصوص الحکم ابن عربی، مثنوی مولوی، منطق الطیر عطار) نشان میدهد که در تصوف، رابطه انسان و خدا نه رابطه عابد و معبود خشک (قانونمحور)، بلکه رابطه عاشق و معشوق (دلمحور) است که در آن عارف «به حق میمیرد و به حق زنده میشود». یکی از فصول مهم کتاب به نقد اشتباه رایج غربیها (که صوفیان را «پلوتونیستهای مبدل» یا «هندویان در لباس اسلامی» میخواندند) اختصاص دارد و نیکلسون تأکید میکند که تصوف با وجود تأثیرپذیری از نوافلاطونیسم، زاییده درون اسلام است. فصل پایانی کتاب به تأثیر تصوف بر ادبیات فارسی (حافظ، سعدی، خیام، مولوی) و از طریق اندلس بر ادبیات اروپا (دانته، سنت جان صلیبی) اختصاص دارد. این کتاب به عنوان یکی از نخستین آثار علمی غرب درباره تصوف (و نه صرفاً ترجمه متون کهن) شناخته میشود و هنوز هم مرجع است.