درباره کتاب شاهنامه (فردوسی):
این کتاب در ژانر حماسه سرایی و ادبیات کلاسیک فارسی نوشته شده و فردوسی آن را در حدود سال ۱۰۱۰ میلادی (پس از ۳۰ سال کار مداوم) به پایان رساند. شاهنامه به سه بخش داستانی تقسیم میشود: بخش اساطیری (پادشاهی کیومرث، هوشنگ، طهمورث، جمشید، ضحاک، فریدون، قیام کاوه آهنگر)، بخش پهلوانی (پادشاهی کیقباد، کیکاووس، کیخسرو و اوج داستانهای رستم و سهراب، رستم و اسفندیار، هفت خوان رستم، اکوان دیو)، و بخش تاریخی (پادشاهی بهمن، دارا، اسکندر، اشکانیان و سپس ساسانیان با شخصیتهایی چون اردشیر بابکان، شاپور اول، انوشیروان و بهرام چوبینه). فردوسی با وجود تهاجم و سلطه اعراب و حاکمیت ترکان غزنوی (سلطان محمود) که به زبان فارسی عربیزده علاقه نداشت، شاهنامه را به عنوان سند هویت ملی و زبان فارسی به نگارش درآورد. از ویژگیهای برجسته شاهنامه میتوان به نبود واژگان عربی (جز در موارد معدود)، توصیفات پرشور از جنگها و بزمها، شخصیتپردازیهای ماندگار (رستم، سهراب، سودابه، فرنگیس، گشتاسب)، و حکمتهای اخلاقی (نکوهش دروغ، رشوه، ظلم؛ ستایش خرد، شجاعت، وفاداری) اشاره کرد. شاهنامه نه تنها در ایران، بلکه در تمام کشورهای حوزه تمدن فارسی (افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان) و همچنین در شبه قاره هند و عثمانی قرنها مورد توجه و تقلید قرار گرفت. فردوسی را «حکیم توس» و «نجاتدهنده زبان فارسی» مینامند. فردوسی در پایان شاهنامه، داستان خود را به فرزندش (پیران) وصیت میکند و آرزو میکند: «بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی». نسخه مصحح «مسکو» (چاپ اتحاد جماهیر شوروی، ۱۹۶۰) به عنوان معتبرترین نسخه انتقادی شاهنامه شناخته میشود.