این رمان داستان کارآگاه ژول مِگره را روایت میکند که در جستجوی مردی ناپدید شده، وارد دنیای مرموز یک کافه کوچک در محله لیبرتی پاریس میشود.
درباره کتاب کافه لیبرتی (ژرژ سیمنون):
این رمان از مجموعه پروندههای کارآگاه مگره (کمیسر معروف پلیس پاریس) است که در سال ۱۹۶۹ منتشر شده. داستان هنگامی آغاز میشود که مردی محترم و خانوادهدار به نام «لوئی پرو» از خانه ناپدید میشود و همسرش از مگره کمک میخواهد. تمام سرنخها به کافه کوچکی به نام «لیبرتی» در محلهای کارگری پاریس ختم میشود؛ کافهای که گردانندگانش یک زوج مرموز و چند مشتری عجیبالخلقه هستند. سیمنون در این کتاب برخلاف داستانهای جنایی کلاسیک که روی سرنخهای فیزیکی تمرکز دارند، تمام توان خود را بر «فضاسازی روانشناختی» و «حس مکان» میگذارد. کافه لیبرتی خود به مثابه یک شخصیت زنده است: بوی مشروب و دود سیگار، صدای تق و لق کردن لیوانها، دیوارهای زرد و کثیف، و میزهایی که همیشه توسط همان مشتریان همیشگی اشغال شدهاند. مگره که خود اهل چنین محلههای فقیرنشینی است، به جای بازجویی رسمی، با لباس شخصی به کافه میرود، با مشتریان شراب مینوشد، به حرفهای تکراری آنها گوش میدهد، و صبر میکند تا حقیقت کمکم خود را نشان دهد. سیمنون در این کتاب نشان میدهد که گاه یک «محل» (کافه) بیشتر از هر مدرکی میتواند درباره «کسانی که ناپدید میشوند» بگوید. پایان داستان تلخ و غیرمنتظره است و نشان میدهد که لوئی پرو اصلاً «گم نشده»، بلکه خودخواسته ناپدید شده تا از زندگی روزمره خفهکننده فرار کند؛ معمایی که مگره آن را حل میکند اما تصمیم میگیرد راز او را فاش نکند. این کتاب به خاطر فضای وهمآلود و غمانگیز پاریسی، از جمله آثار محبوب طرفداران مگره است. ترجمه فارسی آن با عنوان «کافه لیبرتی» توسط نسرین پرویزی و نیز مترجمان دیگر منتشر شده است.