همان چشمه، همان آب: سه داستان

سه داستان با عناوین:

همان چشمه همان آب / داستان ابتدایی اکبر / در عمق آلت زن شما یک دهانه است

از داستان همان چشمه، همان آب:
یک سیگار پیچیدم و به تاریکی انگار بی انتها نگاه کردم و به بوته های چی چی که دور حیاط را پر کرده بود و درخت آلو و زردآلو و سیب و میب که در تاریکی برگهایشان به شکل مسخره ای عین عین هم بودند.
و هوا که مسخره بود؛
و شب که مسخره بود؛
و صدای جیرجیرکهایی که همیشه دوست می داشتم عجیب مسخره بود.
وقتی برگشتم توی اتاق، مهمانی که ستینگ داون کمدیش تمام شده بود داشت کتش را می پوشید تا خداحافظی کند. اول از همه آمد طرف من که انگار یک گه خاصم و گفت آقای سردوزامی با اجازه ت ما میریم و آن قدر مهربان مرا بغل کرد که اگر مشت داشتم یکی می زدم توی چانه ی مهربان و جوان و زیبایش و بعدش زار زار گریه می کردم…

فارغ‌التحصیل رشته‌ی تئاتر دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران بوده و هم اکنون ساکن دانمارک است. کتاب‌های زیر از این نویسنده منتشر شده

دلواپسی، مجموعه داستان، ۱۳۵۸
خانه‌ای با عطر گل‌های سرخ، مجموعه داستان، ۱۳۶۰
غروب اول پاییز، ۱۹۸۹، سوئد
حدیث غربت من، ۱۹۹۰، سوئد
برادرم جادوگر بود، ۱۹۹۲، سوئد
بازنویسی روایت شفق، ۱۹۹۳، سوئد (روی CD به آلمانی، ۱۹۹۸)
من هم بودم، ۱۹۹۳، سوئد
مقدمه‌ای بر ادبیات معاصر دانمارک، ۱۹۹۵، سوئد
نوبت رقص من، ۱۹۹۵، سوئد
فرج سرکوهی منم، عزیز منم، ۱۹۹۸، دانمارک
گوشه‌ای از روایت اعظم، ۱۹۹۸، دانمارک
مونولوگ پاره پاره‌ی شاعر شما، ۱۹۹۸، سوئد
پرسه در کوچه پس‌کوچه‌های نا آشنا: سه زندگی‌نامه، ۱۹۹۸، سوئد
خانه‌ی لوئیزه، نمایش‌نامه‌ی تلویزیونی (ترجمه‌ی مشترک با غلامرضا خواجه بیان)، ۱۹۹۵، دانمارک
مارکس و کوکا کولا، نمایش‌نامه (ترجمه)، ۱۹۹۸، دانمارک

مشاهده محصول

(با کلیک روی دکمه به سایت فروشنده منتقل می شوید)

📥 مشاهده و دریافت فایل

🏷️ برچسب‌های مرتبط:

همان چشمه همان آب سه داستان